فهرست ناوبری برگه ها

مرکز شعر و سبک و دانلود نواهای منتخب

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

کریمی-پيش پاى خودش به خاك افتاد

کریمی-پيش پاى خودش به خاك افتاد

بازدید:361 بار

 

 

 

 

 

 

 

متن شعر

پيش پاى خودش به خاك افتاد

همه را با نگاه پس مى زد

تكيه بر نيزه ى غريبى داشت

خسته بود و نفس نفس مى زد

زمانه دست خوش ظلم هاى بارز شد

براى جايزه قتل حسين جايز شد

زمانه ديد كه زخمى پر از نمك شده بود

و بوسه گاه پيمبر ترك ترك شده بود

زمانه ديد غريبى خضاب با خون كرد

و تير را به چه سختى ز سينه بيرون كرد

چنان كه خون همه فواره زد به دشت

پناه بر تو خدايا مگر پناهى نيست

كه دختر على آن لحظه ديد راهى نيست

به ناله خواست دل سنگ خصم نرم كند

به ابن سعد چنين گفت تا كه شرم كند

بترس عاقبت خويش را تباه كنى

حسين را بكشند و تو هم نگاه كنى

كسى به فكر ورق پاره هاى قرآن نيست

مگر ميان شما كوفيان مسلمان نيست

ببين ز چار طرف جور دشمن دله را

جفاى خولى و شمر و سنان و حرمله را

كه از تفاهم شان لرزه در زمين افتاد

عزيز فاطمه از اسب بر زمين افتاد

كدام آيه به لب هاى او مجدد شد

كه نيزه آمد و راه گلوى او سد شد

مخواه شرح گل و ظلم خاربن سخت است

كه شرح لحظه ى و شمر جالس سخت است

دانلود

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *