فهرست ناوبری برگه ها

مرکز شعر و سبک و دانلود نواهای منتخب

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

شعر«خاطرات زخمی»

شعر«خاطرات زخمی»

بازدید:378 بار

 

 

 

 

 

 

 

شاعر:نسترن صمدپور

شعر

در خانه ی دل حیدر (علیه السلام) پر از غم است،

زیرا ز باغ و بهارش، گلی کم است.

 

پرپر شده به زیر هزاران خزان و درد،

آن گل که حاصل گلزار خاتم(صلی الله علیه وآله) است.

 

از وقت پرکشیدن او چشم دخترش،

می بارد و شراره ی اشکش دمادم است.

 

بنگر جهان ز داغ تو گشته سیاه پوش،

جانی از آن جهان، که سرآغاز آدم است.

 

بی تو سیاه و سرد شده خانه ی علی(علیه السلام)،

خانه که نیست، کوهی از آوار و ماتم است.

 

باران که می زند آتش به جان من،

می سوزدم، ولی افسوس نم نم است.

 

از داغ تو شده جسمم جدا ز جان،

تنها مزار تو تسکین و مرهم است.

 

آنقدر بعد تو از کوفه خسته ام،

از کل شهر، فقط این چاه محرم است.

 

گوشه نشین شده ام ز مرور خزان تو،

کار تمام روز و شبم آه مبهم است.

 

مسمار و آتش و دیوار و در همه،

از بهر قتل تو زهرا(سلام الله علیها) فراهم است.

 

آتش کشیدن و بی رحمی و جنون،

تنها برای کمی مال و درهم است.

 

از بین این همه داغ و بلا و درد،

آه تو پشت در، به دل زارم اعظم است.

 

گرچه نشد که خم کنم مسمار در ولی،

پشتم به زیر داغ تو زهرا(سلام الله علیها) ببین خم است.

 

 

شاعر:نسترن صمدپور

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *