فهرست ناوبری برگه ها

مرکز شعر و سبک و دانلود نواهای منتخب

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

اکبری- عصای دست من به خون نشستی

اکبری- عصای دست من به خون نشستی

بازدید:48 بار

 

 

 

 

 

 

 

متن شعر

عصای دست من به خون نشستی

شکستی و پشت منو شکستی

می خوام بگم جون رقیه پاشو

اما چطور پاشی تو که بی دستی

حسینو تنها نذار

رو قلب من پا نذار

مرو اباالفضل مرا

تو اوج غم ها نذار

نگام بکن تو رو به جون زهرا

ببین مرا دارم می افتم از پا

ادرک اخا گفتی و من رسیدم

ادرک اخای منو بشنو حالا

بی تو حسین می بره

می سوزم از دلهره

که بی تو چشم دشمن

به خیمه ها می خوره

بعد تو دست زینبو می بندن

به این محاسن سفید می خندن

حیا دریده شد با رفتن تو

دارن به دور خیمه ها می گردن

بعد تو کارم تمام

چی می شه با بچه هام

مدینه تکرار می شه

تو کوچه ی اهل شام

با غیرتم اباالفضل

دلم هوایی دلبری که هر دلی واسش پر می زنه

دریای چشمای بی کرونش طعنه به هر دلبر می زنه

روح نمازه،بنده نوازه،زندگی سازه لطف نگاش

جنت رو بی مشتری گذاشته حال و هوای کرب و بلاش

دل من از عشقش مجنونه

دیوونه دیوونه می مونه

دیوونه بی سر و سامونه

عاشقی درد بی درمونه

ثارالله یا اباعبدالله

دانلود

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *