فهرست ناوبری برگه ها

مرکز شعر و سبک و دانلود نواهای منتخب

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

شعر«آبی کبود»

شعر«آبی کبود»

بازدید:59 بار

 

 

 

 

 

 

 

شاعر:نسترن صمدپور

شعر

می یاد هنوزم،

صدای مادر.

وقتی می شینم،

کنار ِ این در.

 

رفتی مادرم،

غریب و تنها.

می گیره قلبم،

از اشک بابا.

 

[واى مادرم]تكرار

 

کارش همینه،

می ره بیابون.

با حال ِ زار و،

با چشم ِ گريون.

 

شده نصيبش،

آه ِ تو سينه.

هم صحبتش شد،

چاه ِ مدينه.

 

مونده رو قلبش،

آوار ِ کوچه.

آتيش و زخم ِ،

ديوار ِ كوچه.

 

[واى مادرم]تكرار

 

واى از غريبى،

از قلب ِ پرخون.

از آه ِ مادر،

غنچه ى ِ بى جون.

 

واى از يه دست و،

ضربه ى ِ سيلى.

شلاق ِ طوفان،

به ياس ِ نيلى.

 

ديگه از اون روز،

دلگيره بابا.

بى تو مى دونم،

مى ميره بابا.

 

بابا از اون روز،

گوشه نشينه.

باباى ِ خستم(خسته ام)،

غريب ترينه.

 

[واى مادرم]

 

يادم نميره،

غم ِ تو مادر.

گُل ِ مصطفى(صلى الله عليه و آله وسلم)،

شدى تو پرپر.

 

واى از كوچه و،

پاهاى ِ خَستَت (خسته ات).

از بى كسى و،

دل ِ شكستَت (شكسته ات).

 

چادر ِ خاكيت،

رو مى كشوندى.

تو كوچه ى ِ تنگ،

زمين مى خوردى.

 

بعد ِ تو مادر،

آروم ندارم.

يه مرغ ِ خسته،

يه بيقرارم.

 

 

شاعر:نسترن صمدپور

برای استفاده ی بهتر از امکانات سایت در نسخه موبایل،از حالت افقی تلفن همراه خود استفاده کنید.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *